سديد الدين محمد عوفى
111
متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى )
[ مردى ابو بكر را بد مىگفت و او تحمل مىكرد ] حكايت ( 33 ) و هم « 1 » از حلم امير المؤمنين « 2 » ابى بكر « 3 » رضى اللّه عنه « 4 » روايت كردهاند كه در ايام خلافت به سمع او رسانيدند كه فلان كس ترا دشنام مىدهد « 5 » و از پس تو جفا مىگويد « 6 » و در عرض تو طعن و قدح مىآورد « 7 » و او را ادبى « 8 » بايد كردن . ابو بكر رضى اللّه عنه گفت كه : او را عفو بايد كرد « 9 » و « 10 » اغماض فرمود ، و به تدارك آن مشغول نشد و آنكس را ادب نكرد . گفتند « 11 » : يا امير المؤمنين ؛ ترك ادب بىادبان ترك ادبست و اهمال كردن در عقوبت بدكرداران حشمت خلافت را زيانكار بود « 12 » . بايستى كه آن بدگوى سفيه « 13 » را ادبى كردى تا ديگرانرا پند بودى . گفت : او را بر « 14 » چه ادب كنم ؟ اگر آنچه وى مىگويد من چنانم « 15 » ، او را از آن سخن « 16 » چه عقوبت واجب آيد ، و اگر من چنان نيستم كه وى مىگويد « 17 » عقوبت آخرت او را تمام بود و آن پاداش او را زيادت خواهد بود . بدين ادب كردن « 18 » من او را چه حاجتست .
--> ( 1 ) مپ 2 و بنياد - و هم ( 2 ) بنياد - امير المؤمنين ( 3 ) مپ 2 و بنياد . ابو بكر ، مج : صديق ( 4 ) بنياد - رضى اللّه عنه ( 5 ) مپ 2 : داد ( 6 ) مپ 2 - و از پس . . . گويد ( 7 ) مپ 2 : آورد ، مج : واجب ميدارد ( 8 ) بنياد : ادب ( 9 ) مپ 2 و بنياد : كردن ( 10 ) مج - گفت كه . . . كرد و ( 11 ) متن : گفت ، مج : او را گفتند ( 12 ) مپ 2 : زيان دارد ( 13 ) مج - سفيه ( 14 ) مپ 2 : به ( 15 ) مج + من چنانم كه او مىگويد سخن راستى مىگويد ( 16 ) مج : او را بر سخن راست ( 17 ) مج : و اگر مرا سخنى مىگويد و من چنان نهام ( 18 ) مپ 2 - آخرت او . . . كردن